تئوری فروش
در مطلب آموزشی پیشین در سایت «نوینی باش»، به ارائه دلایل اساسی ضعف فروشندگان و عدم موفقیت الگوهای آموزشی فروش پرداختیم. با ارائه مبنایی علمی و پژوهشی به الگوی صحیح فروش به عنوان تئوری اصلی فروش که ذهنیت یک فروشنده را شکل میدهد، پرداختیم.
در مطلب قبل، اشاره کردیم که این الگوی صحیح، فروش بر مبنای یافته های علمی در خصوص نحوه فرمول بندی تصمیم گیری خرید توسط مغز است. الگویی که بر مبنای آن فروشنده باید الگو و نحوه فرمول بندی ذهن خریدار را برای تصمیم گیری خرید کشف کرده و در جهت هدایت آن گام بردارد. در مطلب پیشین به برخی ابتکارات ذهن برای دستیابی به الگوی ذهنی خریدار هنگام تصمیم گیری خرید و نحوه هدایت آن نیز اشاره کردیم. در این مطلب قصد داریم مباحث پیشین را ادامه دهیم. و الگوی معرفی شده در مطلب پیشین را به طور کامل تشریح و مفصل بندی نماییم. به گونه ای که خواننده مطلب به روشی صحیح برای کشف الگوی ذهنی خریدار و هدایت آن دست یابد.
چگونگی تصمیم گیری مغز برای خرید در تئوری فروش
نتایج پژوهشهای انجام شده در این زمینه نشان میدهد زمانی که خریداران در مورد خرید تصمیم میگیرند، مراحل خاص ذهنی قابل پیش بینی و قابل تکرار را پشت سر میگذارند. این مراحل به تعیین این موضوع میپردازد که آیا آنها خرید محصول یا خدمت را انتخاب میکنند یا خیر. در حقیقت، این فرایند داخلی در زمینه نحوه فرمول بندی تصمیمات خرید آنقدر نهادینه شده که به ندرت متوجه آن میشویم. شواهد نشان میدهد که فرایند تصمیم گیری صرفاً برگرفته از نحوه تصمیم گیری خرید توسط مغز است و نه گستره یا میزان پیچیدگی فروش. تصمیم خریدار برای خرید در پاسخ به پیام فروشنده پس از تکمیل صورت نمیگیرد، بلکه در سراسر پیام فروشنده رخ میدهد.
در طول فروش، مشتریان بالقوه متعهد بوده یا پیشنهادها، اظهارات در باره قیمت و توصیه های فروشنده را تکذیب میکنند. سپس در پایان فروش، نتایج این فرایند ذهنی با در نظر گرفتن این موضوع که آیا این افراد تصمیم به خرید دارند یا خیر آشکار میشود. درحقیقت هرچند تصمیم خرید ممکن است در نتیجه فرایند فروش پدیدار بشود، اما در سراسر فرایند فروش پرورش می یابد. این الگو با مدل قدیمی فروش در تناقض است. الگوی قدیمی فروش، پایان فروش را زمانی میداند که فروشندگان باید مشتریان بالقوه را به تعهد برای خرید هدایت کنند. شواهد تأیید میکنند که وقتی تصمیم خرید مثبت صورت میگیرد، شامل یک رشته تعهدات کوچک است که در پاسخ به شش پرسش یا شش «چرا؟» مطرح میشوند.
در حقیقت تصمیم مثبت برای خرید ناشی از پاسخ درست به شش «چرا؟» و حالت عاطفی مثبت بین خریدار و فروشنده است. به عبارت دیگر اگر به خریدار مناسب که دارای ابزار و اختیار مالی برای خرید محصول یا خدمت است، به فروش بپردازید و او را برای متعهد شدن در خصوص هر یک از پنج «چرا؟» هدایت کنید و حالت عاطفی مثبتی در خریدار ایجاد کنید، همیشه قادر خواهید بود، معامله ای را انجام دهید. بر این اساس میتوان معادله فروش را به شکل زیر نمایش داد:
تعهد به پنج چرایی + حالت عاطفی مثبت = تصمیم مثبت برای خرید (فروش)
پیش از این در ارتباط با ایجاد حس عاطفی مثبت در خریدار در مطلب پیشین به تفصیل سخن گفتیم. حال کافی است به تشریح پنج «چرا»ی مهم بپردازیم تا معادله فروش قابل درک شود. این پنج پرسش که با پنج چرا آغاز میشوند، نشانگر مراحل ذهنی مشتریان بالقوه در هنگام تصمیم گیری برای خرید است. هنگامی که فروشندگان فرایند فروش را برای پاسخگویی و دستیابی به تعهد نسبت به هر یک از این پنج پرسش ساختاربندی میکنند، به هدایت مشتریان بالقوه از طریق فرایند خرید و تصمیم گیری مثبت میپردازند. تحقیقات نشان میدهد که اگر فروشنده نتواند به یک یا چند پرسش از این پنج پرسش ذهن خریدار پاسخ درست دهد و در ذهن خریدار تعهد ایجاد کند، فرایند فروش با مانع مواجه میشود. این امر در خریدار با یک مخالفت نشان داده میشود.
پرسش اول: چرایی تغییر؟
باید همیشه به این مسئله توجه داشته باشید که افراد به طور طبیعی تمایلی به تغییر ندارند. بدین معنی که افراد به چیزی که دارند میچسبند. مگر اینکه دلیل خوبی برای تغییر وجود داشته باشد. همواره افراد تمایل زیادی برای حفظ وضع موجود دارند و در مقابل تغییر مقاومت شدیدی دارند. مغز با ریسک بالا با تأیید ایده جدید یا خرید محصول یا خدمت ارتباط برقرار میکند. بنابراین سوگیری وضع موجود نیرومندترین رقیب یک فروشنده است.
پاسخگویی به این سؤال که «چرا تغییر؟» اساس کل فروش است و باعث میشود طرفداری خریداران از وضع موجود را خنثی کند. اگر فروشنده نتواند به ارائه دلیل موجه برای تغییر بپردازد، تغییری صورت نخواهد گرفت. بهترین روش برای پاسخگویی و تعهد به چرایی تغییر، کمک به درک کامل خریداران در خصوص مشکلاتی است که تغییر را یک امر ضروری می سازد. مشکلات خریداران بخش مرکزی فروش است و یکی از انگیزه های اصلی خرید می باشد. بنابراین شرط اول برای پاسخ به این پرسش، گوش دادن به خریدار است.
تا زمانی که فروشنده درک کاملی از وضع موجود خریدار که سعی در حفظ آن دارد، نداشته باشد و نقاط ضعف و قوت آن را درک نکند، به هبچ عنوان قادر به ارائه پاسخ صحیح به چرایی تغییر نخواهد بود. بنابراین اولین اقدام فروشنده برای هدایت ذهن خریدار در هنگام تصمیم گیری مستلزم گوش دادن به خریدار است و نه ایراد سخنرانی برای او. پس از آنکه مشکلات خریداران را شنیدید و تحلیل کردید، باید وضع موجود را با توجه به بینشهایی به چالش بکشید که خریداران را برای در نظر گرفتن نحوه پیشرفت یا کسب و کار وادار میکند. پس از آنکه مشکلات را شناسایی و درک کردید، باید تلاش کنید تا مشکلات وضع موجود را برای خریدار دردناک کنید.
تا زمانی که مشکلات برای فرد ایجاد الم نکند، اقدام به تغییر وضع موجود نخواهد کرد. کوچکترین اثر منفی وضع موجود، میتواند برای شما دست آویز مناسبی برای تشریح مشکلات ناشی از آن برای خریدار باشد. بنابراین برای پاسخ به پرسش «چرا تغییر؟»، باید ابتدا از طریق مطرح کردن چند پرسش صحیح و گوش دادن به مخاطب مشکلات وضع موجود مشتری را شناسایی کنیم. سپس علت و دامنه این مشکلات را درک کنیم. سپس با مطرح کردن چند پرسش دیگر مشکلات وضع موجود را برای مشتری دردناک کنیم تا زمینه برای تصمیم به تغییر در ذهن مشتری آماده شود.
پرسش دوم: چرا اکنون؟
پس از اینکه ذهن خریدار به پاسخ این پرسش رسید که چرا باید وضع موجود را تغییر دهد و اقدام به خرید محصول یا خدمت کند، پرسش بعدی ذهن مشتری این است که چرا اکنون باید این تغییر را انجام دهد؟ به عبارت دیگر آیا نمیتوان این تغییر را به زمان دیگری مؤکول کرد؟
فروشنده باید دو نکته را مد نظر قرار دهد: نخست آنکه هر قدر دستیابی به تصمیم خرید بیشتر طول بکشد، احتمال وقوع آن کمتر خواهد شد. نکته دوم آن که باید از مانع اولیه روان شناختی برای ایجاد ضرورت خرید یا تغییر آگاهی یابد و آن مقاومت واکنشی است. مقاومت واکنشی تمایل ذاتی انسان به ایستادگی است.
زمانی که درک میکند توانایی برای انتخاب آزاد توسط فرد دیگری محدود میشود. هرگاه فرد احساس کند نیروی وادارکننده ای او را به یک تغییر وا می دارد، به طور غریزی و ناخودآگاه در مقابل آن مقاومت میکند. حتی اگر به نفع او باشد. در حالی که همان پیام در صورتی که حق انتخاب را برای او ایجاد کند، میتواند به تمایل و ترغیب او کمک کند. به عنوان مثال همواره اثرگذاری جمله «لطفا در پاکیزگی این محل همکاری کنید» بسیار بیشتر از جمله «لطفا زباله نریزید» است. مخاطبان جمله اول بیشتر در پاکیزگی محل همکاری میکنند.
برای پاسخ به پرسش «چرا اکنون؟» کافی است بدانید که این پرسش از کدام نیروی ذهنی خریدار ناشی میشود. این پرسش دقیقاً از نیروی مقاومت واکنشی ذهن خریدار ناشی میشود و برای پاسخ به آن کافی است با برخی جملات حق انتخاب را به خریدار واگذار کنید تا احساس کند، خود اوست که برای خرید تصمیم می گیرد.
خریدار نباید احساس کند که شما قصد دارید به ذهن او جهت دهید تا به اجبار محصول یا خدمت شما را خریداری کند. برای این منظور جملاتی نظیر «البته میل خودتان است» یا «اگر تمایل داشته باشید …» و … میتواند برای شکستن نیروی مقاومت واکنشی ذهن خریدار و پاسخ به پرسش دوم ذهن او اثربخش باشد. در نهایت باید به این نکته توجه داشته باشید که برای اینکه مغز تصمیم مثبت برای خرید بگیرد، باید هم اکنون اقدام کنید. اگر این کار را نکنید، مغز به طور طبیعی، آن را به تعویق می اندازد.
پرسش سوم: چرا محصول یا خدمت یا صنعت شما؟
پس از آنکه برای مشتری دلیل تغییر و ضرورت فوریت در تغییر را تشریح کردید، باید به سومین پرسش ذهن مشتری پاسخ دهید. پرسش سوم در ذهن مشتری این است که با توجه به مشکلی که در وضع موجود تشریح شده و با توجه به ضرورت تغییر در حال حاضر چرا باید محصول یا خدمت یا صنعت شما را انخاب کند؟ این پرسش در ذهن مشتری، در حقیقت قاتل خاموش فروش است و پاسخ صحیح به این پرسش قدم اصلی در فرایند فروش و هدایت ذهن مشتری برای تصمیم گیری خرید محسوب می شود.
اغلب پاسخ به این پرسش با تخریب رقبای موجود در صنعت و خارج از صنعت همراه میشود. لذا برای پاسخگویی موفق به این پرسش، به بازبینی تعریف رقیب نیاز داریم. بسیاری از فروشندگان رقیب را سازمانی در نظر میگیرند که به ارائه محصول یا خدمتی مشابه میپردازد. با این حال، چنین دید کوتاهی این فروشندگان را در برابر رقبای خارج از صنعت آسیب پذیر میکند. در حقیقت رقیب چیزی یا کسی است که برای کسب و کار خریدار رقابت میکند. مشتریان بالقوه به طور مداوم به گزینه ها می اندیشند و به محض اینکه تغییر ایجاد میکنند، مطمئن میشوند که مزایا و معایب تمامی راه حلهای بالقوه را میسنجند.
برای پاسخ به پرسش سوم یعنی پرسش اینکه چرا مشتری باید صنعت و محصول شما را انتخاب کند، ابتدا باید نشان دهید که چگوه به ارائه نتایج عالی در مقایسه با نتایج خارج از صنعت میپردازید و سپس مشکلاتی را که ممکن است برای خریدار در صورت حل مشکل خود از طریق راه حلی خارج از صنعت شما با آن مواجه شود، برای او تشریح کنید. فروشنده ای که به پرسشهای ذهن مشتری آگاهی دارد، همواره پاسخهایی مناسب را در ذهن خود پرورش میدهد و لازمه یافتن پاسخهای مناسب برای این پرسش رصد دائمی و مستمر شرایط خارج از صنعت فروشنده است. رصد دائمی شرایط بازار خارج از صنعت شما به شما کمک میکند، رقیبهای خود را بهتر ارزیابی کنید و شرایط بهتری را برای مشتری در صورت خرید از صنعت شما یا خارج از صنعت شما تشریح کنید.
پرسش چهارم: چرا شما و شرکت شما؟
برای پاسخ به این پرسش که به طور طبیعی در ذهن هر مشتری شکل میگیرد که چرا باید محصول شما را از شما و شرکت شما خریداری کند، دو راهبرد قطعی و مؤثر وجود دارد. در حقیقت زمانی که به سه پرسش اولیه ذهن مشتری پاسخ دادید و به این مرحله از فرایند فروش رسیدید، میتوانید فرایند فروش را با قطعیت و اطمینان بیشتر و بهتری پیش ببرید. راهبرد اول نمایش تخصص برای مشتری است. تحقیقات نشان میدهد که تخصص مؤلفه اصلی اعتماد است. وقتی مغز به رسمیت میشناسد که فردی متخصص است، به احتمال زیاد با پیشنهادات فرد مطابقت و موافقت میکند.
برای اینکه تخصص خود را به نمایش بگذارید یک راه حل این است که بینشهای معنی دار را به اشتراک بگذارید. این موضوع میتواند به شکل پیشنهاد، راهبرد یا گزارش تحقیقاتی جدید باشد که به ارائه ارزش به خریداران میپردازد. زمانی که این ایده های قابل توجه را به مشتریان بالقوه ارسال میکنید، به فردی بیش از فروشنده تبدیل میشوید و اکنون منبعی ارزشمند برای مشتری به شمار می آیید. این موضوع نشانگر تخصص شماست که روابط را با خریداران تقویت میکند و الهام بخش اعتماد است. روش دیگر برای برقراری ارتباط با تخصص، ارائه تجربه به صورت خلاصه است. افراد به طور طبیعی تجربه را با تخصص متصل میسازند. بنابراین اگر شما یا شرکت شما دارای تاریخچه مستند موفقیت هستید، آن را به اشتراک بگذارید. داستانهای موفقیت یا جملات اعتباری را فاش کنید که نشانگر تجربه هستند.
راهبرد دوم برای پاسخ به پرسش چهارم برقراری ارتباط با اعتماد است. باید نشان دهید که از اعتماد به نفس بالایی برخوردار هستید. مغز به سختی به کسی که اعتماد به نفس ندارد، اعتماد میکند. برای تقویت اعتماد به نفس باید ابراز وجود و حرکات قدرت را تمرین کنید. منظور از ابراز وجود این است که از بیان خود در زمانها و مکانهای مختلف هراس نداشته باشید و از خودسانسوری فاصله بگیرید. هر قدر از خودسانسوری فاصله بگیرید، به تدریج اعتماد به نفس بیشتری خواهید داشت. حرکات بدن در هنگام سخن گفتن نیز یکی دیگر از مسائل مهمی است که میتواند اعتماد به نفس شما را به تدریج افزایش دهد و تمرین آن برای شما بسیار تأثیرگذار خواهد بود. ایجاد اعتماد به نفس در شما موجب اعتماد افراد مقابل به شما میشود. در حقیقت هر قدر اعتماد شما به خودتان افزایش یابد، اعتماد دیگران نیز به شما افزایش خواهد یافت.
برای پاسخ به این پرسش که چرا مشتری باید محصول شما و شرکت شما را انتخاب کند، علاوه بر موارد فوق باید این دو مسئله مهم در ذهن مشتری را مد نظر قرار دهید. مسئله اول رهبری هزینه است. بدین معنی که مشتری همواره به دنبال کاهش هزینه های خود می باشد. باید مشتری را متقاعد سازید که شما میتوانید هزینه های او را رهبری کنید. رهبری هزینه زمانی رخ میدهد که سازمان به ارائه محصول یا خدمت مشابه رقبا با هزینه کمتر میپردازد. مسئله دوم در ذهن مخاطب که باید در نظر داشته باشید، ایجاد تمایز است. اکثر فروشندگان باید از مزیت رقابتی ایجاد تمایز استفاده کنند که نشان میدهد چگونه محصول یا خدمت یا شرکت شما از رقبا متمایز و از آنها بهتر میشود.
برای ایجاد تمایز و تعیین ارزش متمایز باید به دو نکته توجه داشت: نخست آن که ارزش متمایز باید برای خریداران و مشتریان شما مهم باشد و دوم آن که ارزش متمایز شما باید منحصر به فرد باشد. در غیر این صورت برای شما ایجاد تمایز نخواهد کرد. بنابراین شما با استفاده از یکی از مزیتهای رقابتی رهبری هزینه یا ایجاد تمایز و یا با استفاده از هر دوی آنها در کنار مواردی که پیش از این گفته شد، میتوانید به این پرسش ذهن مشتری پاسخ دهید که چرا باید محصول شما را از شما و شرکت شما خریداری کند؟
پرسش پنجم: چرا باید پول خرج کرد؟
آخرین پرسش ذهن مشتری که باید به آن پاسخ دهید این است که اساساً چرا باید پول خرج کند تا محصول شما را خریداری کند؟ دقت کنید که در این مرحله شما مشتری را از تمام مراحل قبل عبور داده اید و تنها نیروی مقاوم در مشتری این است که همواره مطلوبیت پول برای مشتری بسیار زیاد است. در این مرحله شما باید مطلوبیت محصول خود را از مطلوبیت پول نزد وی بیشتر نمایید تا ذهن او تصمیم نهایی برای خرید را بگیرد. مؤثرترین روش برای هدایت مشتریان بالقوه در فرمول بندی پاسخ به این موضوع که چرا باید محصول یا خدمت شما را خریداری کنند، در دیگر مشوق خرید اولیه معروف به انگیزه های خرید غالب یافت میشود.
انگیزه های خرید غالب دلایل عاطفی هستند که خریداران به خرید میپردازند. این انگیزه ها عبارت اند از نحوه اولویت بندی تصمیم توسط مشتریان بالقوه برای دستیابی به محصول یا خدمت. انگیزه های غالب خرید بر تصمیمات خرید بسیار تأثیرگذار هستند. زیرا شامل دو محرک معتبر علمی رفتار انسان می باشند. نخستین محرک تمایل به کسب سود است. تمایل به کسب سود پیامد مثبتی است که خریداران پس از خرید محصول یا خدمت دریافت می کنند. این موضوع میتواند شامل مزایا برای سازمانی باشد که نمایندگی میکنند، از قبیل درآمدزایی بیشتر، بهبود بخشیدن به بهره وری یا کاهش ضایعات.
با این حال همچنین دستاوردهای شخصی از قبیل امنیت شغلی، افزایش در جبران خسارت یا آرامش ذهن وجود دارد. هنگام ارزیابی تمایل مشتری بالقوه برای کسب سود، تصور و گمانه زنی مهم نیست، زیرا دستیابی به نتایج نادرست آسان است. در مقابل، به شناسایی دلایل عاطفی که چرا خریدار خواهان نتایج محصول یا خدمت است، باید توجه کنید. هر چه درک بیشتری از آنچه خریداران تمایل به دریافت از خرید دارند، داشته باشید، بیشتر قادر خواهید بود که نشان دهید چرا خرید محصول یا خدمت شما مفیدتر است.
محرک دوم ترس از شکست است. اساساً تصمیمات انسانی مبتنی بر منطق نیستند. بلکه نتایج پژوهش ها و مطالعات اقتصاد رفتاری نشان میدهد رفتارهای انسانی مبتنی بر اصول روان شناختی هستند که بر درک مشکلات تصمیم گیری و ارزیابی گزینه ها نظارت دارند. علم ثابت کرده است که ترس از دست دادن، انگیزه قدرتمندی است که نمیتوان آن را نادیده گرفت. یافته های مطالعات گسترده نشان میدهد که درخواستهای مبتنی بر ترس روش بسیار مؤثر و قابل پیش بینی هستند که به صورت قابل توجهی بر رفتارها تأثیر میگذارند. زیان گریزی مشوق قدرتمندی است که معمولاً زیان ها حداقل دارای دو برابر تأثیر دستاوردهای معادل هستند. بنابراین افراد نیازمند 50 درصد احتمال دستیابی به حداقل 200 تومان برای جبران 50 درصد احتمال ضرر 100 تومانی هستند.
با این حال، ایجاد ترس از دست دادن به تنهایی برای تغییر رفتار کافی نیست. بدون روش مشخص برای از بین بردن اضطزاب که حاصل ترس از دست دادن است، افراد ناامید میشوند. در نتیجه ممکن است پیامی که موجب ترس میشود را نادیده بگیرند. در نتیجه زمانی که ترس از دست دادن مشتری را فرا میگیرد، باید همیشه نشان دهید چگونه خریداران میتوانند از آن ترس از طریق مزایایی که از شرکت، محصول یا خدمت شما دریافت میکنند، فرار کنند و رهایی یابند.
با تشریح پنج پرسش اساسی ذهن مشتری هنگام تصمیم گیری برای خرید و چگونگی پاسخ به آنها، اکنون روشی که خریداران به فرمول بندی تصمیمات خرید میپردازند و چگونگی عملکرد مغز آنها هنگام خرید دست یافته ایم. هر قدر فروشنده ای بتواند در پاسخگویی به پنج پرسش بالا با مهارت و تسلط بیشتری عمل کند، موفقیت بیشتری در فروش کسب خواهد کرد. این الگو نیاز به تمرین و ممارست فراوان دارد.
در کنار این پنج پرسش باید به مسأله مهم دیگر که در معادله فروش تأثیرگذار است نیز به اندازه کافی توجه شود و آن حس عاطفی مثبت بین خریدار و فروشنده است که در مطلب پیشین در ارتباط با آن بحث شد. این دو در کنار یکدیگر میتوانند به فروش موفق منجر شوند. توجه داشته باشید که یک روش ساده برای تغییر حالات احساسی خریداران، استفاده از لحن صدای قوی است. این موضوع همچنین توانایی شما را برای جلب و حفظ توجه خریداران تقویت میکند.
مثلث خرید
پس از آشنایی با چگونگی فرایند تصمیمگیری مشتریان برای خرید، تلاش میکنیم در ادامه، مباحث فوق را به صورت کاربردیتر برای شما خلاصه و ارائه نماییم.
خرید هر فرد تحت تأثیر سه عامل اصلی قرار دارد. به این ترکیب، مثلث خرید نیز گفته میشود. این سه عامل عبارتاند از:
- تصمیمگیری
- نیاز
- بودجه
عوامل مؤثر بر تصمیم گیری برای خرید در تئوری فروش
تصمیم گیری هر فرد برای خرید، با توجه به آنچه گفته شد، تحت تأثیر 5 عامل قرار دارد. برای فروش یک محصول به مشتری، باید به هر 5 عامل زیر به طور دقیق توجه و برای هر یک در فرایند مذاکره، برنامهی مشخصی طراحی نمود.
- فروشنده
- شرکت یا برند تولیدکنندهی محصول
- محصول
- قیمت
- زمان خرید
انگیزه های خرید
با توجه به آنچه گفته شد، هر فرد برای خرید یک محصول یا خدمت، ممکن است یکی از انگیزههای زیر را داشته باشد. هر یک از این انگیزهها میتواند با توجه به الگوی رفتاری فرد شکل گرفته باشد. بنابراین برای فروش محصول به هر گروه رفتاری، باید روی انگیزههای همان گروه تأکید نمود. برای تشخیص گروه رفتاری فرد و انگیزههای شخصی وی میتوان از سؤالات مناسب استفاده کرد که در فصل آتی مورد بحث کامل قرار گرفتهاند.
- سود بردن
- ترس از ضرر
- افتخار به مالکیت
- اطمینان و امنیت
- جریحه دار کردن احساسات
- آرامش
در مطالب بعدی به ارائه راهبردهای عملی برای فروش بر اساس تئوری مطرح شده در دو مطلب اخیر خواهیم پرداخت.
«نوینی باش»، پیشگام در ارائه کلیه خدمات بیمه ای
سایت «نوینی باش»، نماینده رسمی ارائه خدمات بیمه ای بیمه نوین است. این سایت با در اختیار داشتن مجموعه ای از بهترین و مجرب ترین کارشناسان بیمه ای، تمامی خدمات بیمه ای را به مشتریان ارائه می کند.
با «نوینی باش» می توانید بهترین خدمات بیمه ای را در کوتاه ترین زمان ممکن دریافت کنید. همچنین «نوینی باش»، نماینده رسمی شرکت بیمه نوین، آماده ارائه کلیه خدمات بیمه ای به صورت آنلاین و مشاوره رایگان به شما خواهد بود.