مهارت های ارتباطی (۲)
در ادامه مباحث مربوط به آموزش مهارت های ارتباطی، در این مطلب قصد داریم به یکی از مباحث پایه ای و اساسی در توانایی ارتباط با دیگران بپردازیم. پایه و اساس یک ارتباط موفق و مؤثر با دیگران، محصول درک و شناخت صحیح و عمیق هر فرد از خود اوست. در حقیقت مهمترین عاملی که در نگرش یک فرد به دیگران و نحوه برقراری ارتباط او با آنها تأثیرگذار است، نگرش فرد در مورد خود و چیزی است که در مورد خود می اندیشد. در این مطلب قصد داریم به مهارتهای ارتباط با خود به عنوان ریشه و منشأ اصلی ارتباط موفق یا ناموفق با دیگران و آموزش مهارتهای ارتباط با خود بپردازیم.
نگرش هر فرد در یک ارتباط
هر فرد در ارتباط با فرد دیگر به صورت خودآگاه یا ناخودآگاه با شش پرسش مواجه است. اگر فرد بتواند به این شش پرسش پاسخ صحیحی برای خود ارائه کند، میتواند ارتباط خوبی با دیگری داشته باشد. همچنین هر گونه اشتباهی در پاسخ به هر یک از این پرسشها میتواند بر موفقیت رابطه تأثیر منفی داشته باشد. شش پرسشی که فرد در ارتباط با فرد دیگر باید پاسخ صحیحی برای آنها پیدا کند و در طول ارتباط با وی آنها را مد نظر داشته باشد، عبارت اند از:
- خود را چگونه میبینم؟
- طرف مقابل را چگونه میبینم؟
- فکر میکنم فرد مقابل من را چگونه میبیند؟
- طرف مقابل خود را چگونه میبیند؟
- طرف مقابل من را چگونه میبیند؟
- طرف مقابل فکر میکند که من او را چگونه میبینم؟
هر اندازه فرد بتواند پاسخ سوالهای 2 و 4 و پاسخ سوالهای 3 و 5 را به یکدیگر نزدیک کند و پاسخ صحیحتری برای سوالهای 1 و 6 ارائه دهد، ارتباط موفقتری خواهد داشت. در حقیقت هر فرد باید در ارتباط با دیگران ابتدا خود را در محوریت و مرکز ارتباط قرار دهد. در نتیجه باید اشتباهات شناختی از خود را به حداقل برسان.، چرا که هر گونه اشتباه در شناخت از خود و کژاندیشی در مورد خود به کژاندیشی در مورد دیگران منجر خواهد شد.
شناخت از خود در مهارت های ارتباطی
خودآگاهی و شناخت از خود اساس و پایه یک رابطه موفق است. خودآگاهی و شعور و درک هر فرد از ویژگیهای خود شامل دو جزء اصلی است. نخست تصویری که فرد از خود دارد و دوم حرمتی که فرد برای خود قائل است. تصویری که یک فرد از خود دارد، بدین معناست که فرد برای خود چه نقشهایی در زندگی شخصی قائل است. همچنین بدین معناست که فرد چه تصویرهایی را در ذهن خود برای خود ساخته است.
به عنوان مثال یک فرد ممکن است تصویری که از خود دارد، همزمان شامل یک پدر، یک همسر، یک فرزند و یک فروشنده بیمه باشد. حرمتی که فرد برای خود قائل است، بدین معناست که فرد نسبت به خود چه احساسی دارد. به عبارت دیگر با توجه به تصویری که از خود دارد و نقشهایی که برای خود قائل شده است، چه میزان از خود احساس رضایت یا عدم رضایت میکند. بنابراین یکی از مهمترین لازمه های رسیدن به شناخت صحیح از خود، درک دقیق احساسی است که نسبت به خود داریم. بدین معنی که به طور دقیق درک کنیم که آیا از خودمان احساس رضایت میکنیم.
نظریه نیازهای اساسی «مزلو»
شخصیت هر انسانی تا اندازه بسیار زیادی تحت تأثیر نحوه برآورده شدن نیازهای او در طول زمان شکل میگیرد. در حقیقت هر قدر نیازهای یک فرد در زمان درست و مناسب به شکل کاملتر و بهتری برآورده شده باشد، یک شخص از شخصیت محکم تر و استوارتری برخوردار خواهد بود. بنابراین برای شناخت از خود و رسیدن به خودآگاهی، اولین مرحله، شناخت نیازهای انسان است. نظریه نیازهای اساسی «مزلو» یکی از شناخته شده ترین نظریه ها در مورد نیازهای انسان است. این نظریه همچنان در مباحث علمی و اجتماعی و روان شناسی پایه و اساس مباحث قرار میگیرد.
بر اساس نظریه مزلو نیازهای انسان در 5 دسته طبقه بندی میشوند. دسته نخست نیازهای فیزیولوژیکی نظیر نیاز به خوردن، آشامیدن و نیاز جنسی است. دسته دوم نیاز به ایمنی و امنیت است که چشم انداز ایمن در آینده نیز در این دسته از نیازها قرار میگیرد. دسته سوم نیازهای اجتماعی است که در ارتباط با دیگران و جامعه شکل میگیرند. دسته چهارم نیازهای انسان، نیاز به احترام و عزت است. دسته پنج نیازهای انسان نیز نیاز به خودیابی و خودشکوفایی است.
بر اساس این نظریه تا نیازهای یک طبقه برآورده نشود، فرصت برای برآوردن نیازهای دسته بعدی فراهم نخواهد شد. در صورتی که نیازهای چهار مرحله نخست برآورده گردد، آنگاه فرد میتواند به خودشکوفایی دست یابد. بنابراین بر اساس نظریه مزلو، روشن است که برای برآورده شدن نیاز اساسی انسان به خودیابی و خودشکوفایی، انسان باید ابتدا به تأمین تمام چهار دسته نیاز اساسی دیگر خود بپردازد. برآورده نشدن نیازهای دسته های قبل، موجب خواهد شد که فرد در رسیدن به خودیابی و خودشکوفایی، ناکام خواهد بود.
چرا کشورهای توسعه یافته، در خودیابی و خودشکوفایی موفق تر هستند؟
بر اساس نظریه مزلو، میتوان به این پرسش متداول در میان عامه مردم پاسخ داد که چرا در جوامع توسعه یافته و پیشرفته، حتی مردم عادی نیز غالباً دارای توانمندیهای بیشتری نسبت به کشورهای جهان سوم هستند. زیرا در جوامع جهان سوم نیازهای اولیه افراد، از قبیل خوراک و پوشاک و نیازهای جنسی و امنیت و آسایش به طور کامل برای افراد برآورده نمیشود. در حالی که در کشورهای توسعه یافته، برآورده شدن نیازهای اولیه موجب شده است که افراد از این نیازها عبور کرده و به مرحله خودشکوفایی برسند. در این مرحله است که افراد یک جامعه تمام توانمندی ها و مهارت های خود را خواهند یافت و به کار خواهند گرفت.
بنابراین سلسله مراتب نیازها بر اساس نظریه مزلو، اطلاعات خوبی را برای شناخت از خود در اختیار ما قرار خواهد داد. در حقیقت با ذره ای واکاوی در اینکه هر یک از نیازهای ما در دوره های مختلف زندگی، چگونه و به چه شکل و میزانی برآورده شده اند، درخواهیم یافت که بسیاری از رفتارها و حرکات ما ناشی از برآورده شدن یا نشدن دسته ای از نیازهای اساسی ماست. هر چند که عوامل محیطی و اجتماعی نیز تأثیر بسیار زیادی بر رفتار انسانها دارند، اما شناخت دقیق از خود میتواند کنترل رفتار شخصی را در وجود یک فرد نهادینه و درونی کرده و از تأثیر عوامل محیطی و اجتماعی بر رفتار فرد نیز بکاهد.
افرادی که شناخت دقیقتری از خود دارند و از توانایی بیشتری در تشریح خود و نیازها و ویژگیهای خود برخوردار هستند، کنترل بیشتری نیز بر رفتارهای کلامی و غیرکلامی خود دارند. بدیهی است این افراد از طریق این کنترل بیشتر میتوانند با کلام یا رفتار خود از قبیل خنده، گریه، لبخند، اخم و … تأثیر بیشتری بر دیگران نیز بگذارند و ارتباط مؤثرتری با دیگران داشته باشند.
چگونه در وجود خود، تحول ایجاد کنیم؟
بنابراین برای ایجاد یک ارتباط موفق و مؤثر بین خود و دیگری ابتدا نیازمند آن هستیم که با آگاهی از خود، مفهوم از خود را دچار تحول و دگرگونی سازیم. برای این که بتوانیم خود را دچار تحول و دگرگونی کنیم، نیازمند انجام دو مرحله هستیم. مرحله نخست شناخت دقیق ویژگیهای مثبت و منفی خودمان به طور همزمان است. مرحله دوم ایجاد نگرش مثبت در مورد خودمان و دیگران در وجود خویش است. هر فرد در ارتباط با دیگری دارای یکی از این چهار تصور است:
- من خوب نیستم و تو خوب نیستی
- من خوب نیستم و تو خوب هستی
- من خوب هستم و تو خوب نیستی
- من خوب هستم و تو خوب هستی
هر فرد باید تلاش کند نگرش خود را در ارتباط با خود و دیگران به حالت چهارم نزدیک کند. در حقیقت تا زمانی که یک فرد برای خود و دیگری توانایی، ظرفیت و مهارت لازم برای موفقیت را قائل نباشد، نخواهد توانست ارتباط مؤثر و موفقی با وی ایجاد کند.
مدل و الگوی خودآگاهی در مهارت های ارتباطی
شخصیت هر فرد دارای چهار وجه است که هر قدر یکی از این وجوه بزرگتر و گسترده تر شود، وجه یا وجوهی دیگر کوچکتر خوهند شد. این چهار وجه عبارت اند از:
- وجه آشکار و گشوده
- وجه پنهان
- وجه کور
- وجه ناشناخته
وجه آشکار و گشوده شخصیت هر فرد، وجوهی از شخصیت اوست که هم برای خود او و هم برای دیگران قابل شناخت و شفاف و قابل دسترسی است. وجه پنهان شخصیت هر فرد، وجوهی از شخصیت یک فرد است که برای خود شناخته شده است، اما سعی میکند آن را از دیگران پنهان کند تا آن وجوه را نشناسند. وجوه کور شخصیت یک انسان وجوهی است که دیگران موفق به شناختن آن شده اند، اما خود فرد به مرحله شناخت آن وجوه از شخصیت خود نشده است. وجوه ناشناخته هر فرد نیز وجوهی است که نه خود او و نه دیگران موفق به کشف و شناخت آن نشده اند.
هر قدر وجوه پنهان یک شخص کمتر شود، بدیهی است که وجوه گشوده و آشکار او بیشتر خواهند شد. همچنین هر قدر وجوه کور یا ناشناخته یک فرد کم شود، می تواند وجوه آشکار یا پنهان او افزایش یابد. برای ایجاد ارتباطات موفق و مؤثر با دیگران فرد باید این توانایی را در خود و سبک زندگی خود تقویت کند که وجوه آشکار و گشوده او روز به روز افزایش یابند. هر قدر وجوه کور و ناشناخته یک فرد بیشتر باشد، فرد دارای شناخت کمتری از خود خواهد بود. بدیهی است در چنین شرایطی، ارتباطات او نیز با شکستهای بیشتری مواجه خواهند شد. وجوه پنهان یک شخص هر قدر بیشتر باشد، نشان دهنده تناقض شخصیت اجتماعی فرد با سبک زندگی شخصی اوست و این مسأله نیز تأثیر منفی بر روابط اجتماعی او خواهد گذاشت.
«نوینی باش»، پیشگام در ارائه کلیه خدمات بیمه ای
سایت «نوینی باش»، نماینده رسمی ارائه خدمات بیمه ای بیمه نوین است. این سایت با در اختیار داشتن مجموعه ای از مجرب ترین کارشناسان بیمه ای، تمامی خدمات بیمه ای را به مشتریان ارائه می کند.
با «نوینی باش» می توانید بهترین خدمات بیمه ای را در کوتاه ترین زمان ممکن دریافت کنید. همچنین «نوینی باش»، نماینده رسمی شرکت بیمه نوین، آماده ارائه کلیه خدمات بیمه ای به صورت آنلاین و مشاوره رایگان به شما خواهد بود.