استراتژیهای بازاریابی
در سایت «نوینی باش»، سلسله مطالب آموزشی جهت استفاده علاقه مندان به فروش بیمه و فروشندگان این رشته را آغاز کرده ایم. در ادامه مباحث مربوط به آموزش و آشنایی با مفهوم و انواع بازاریابی در صدد آن هستیم تا در این مطلب به مفهوم استراتژیهای بازاریابی و چگونگی تدوین آن بپردازیم. پیش از ورود به مبحث استراتژی بازاریابی لازم است عوامل و عناصر محیطی بازاریابی را که بر چگونگی تدوین استراتژی مطلوب، تاثیرگذار هستند، شناسایی و معرفی کنیم. در ادامه در ابتدا به عناصر و عوامل محیط بازاریابی خواهیم پرداخت.
عوامل و عناصر محیط بازاریابی
مهمترین عناصر محیط بازاریابی عبارت اند از:
عوامل اجتماعی و فرهنگی
برخی از مهمترین عوامل اجتماعی و فرهنگی مؤثر بر محیط بازاریابی عبارت اند از:
فرهنگ:
فرهنگ مهمترین عنصر تعیین کننده خواسته ها و و رفتار هر فرد است. از بسته بندي محصول و برچسب آن گرفته تا کیفیت، خدمات، مکان و زمان خرید، قیمت و تبلیغات، همگی تحت تاثیر فرهنگ جوامع و افراد است که باید به دقت مورد مطالعه قرار گیرند. بنابراین یکی از مهمترین وظایف یک بازاریاب، مطالعه مستمر عوامل مؤثر بر فرهنگ جامعه و آشنایی کامل با آن است.
سطح سواد:
سطح سواد با نحوه عرضه و معرفی محصولات در بازار ارتباط دارد. در جامعه اي که در آن بی سوادي زیاد است، ارائه آگهی تبلیغاتی در جراید موفق نخواهد بود. سواد در انتخاب محصول و شیوه کاربرد و نگهداري آن نیز نقش دارد.
ارزشهاي هسته اي:
عبارت اند از باور هاي ما به آنچه خوب و مطلوب است. ارزشهاي هسته اي یک فرهنگ، ارزشهاي مشترکی هستند که نافذ و پایدارند و چگونگی کاربرد محصولات، مثبت یا منفی نگري نسبت به آنها و برقراري روابط بازار را تعریف میکنند. ارزشهاي هسته اي در جوامع سرمایه داری ارزشهایی مانند فردگرایی، رشد و توسعه و. . . هستند. ارزشهاي هسته اي در طول زمان تغییر میکنند و تکامل می یابند.
دین و مذهب:
براي مثال در نظام ارزشی اسلام محصولات و خدماتی با عناوین حرام، مستحب و مکروه وجود دارد که در بازاریابی بسیار اهمیت دارد. بازاریاب باید این ارزشهای مذهبی جامعه را به طور دقیق شناسایی نموده و تمامی آنها را در تعریف فرایند بازاریابی خود منظور کند. مذهب، یکی از مهمترین عناصر فرهنگ ساز در جوامع مختلف محسوب میشود. بنابراین توجه به این حوزه، یکی از مهمترین وظایف یک بازاریاب است. چرا که عدم توجه به این حوزه مهم و حیاتی، میتواند باعث طرد شدن بازاریاب از طرف جامعه و مشتریان گردد.
نحوه معاملات و شرایط کسب و کار:
نحوه برخوردهاي تجاري و معامله در فرهنگهاي مختلف با هم یکسان نیست. مثلاً حضور به موقع در ملاقاتها، پوشاك و نحوه پوشش، شیوه مذاکره و رنگها در جوامع مختلف داراي تفاسیر مختلف هستند.
سازمانهای اجتماعی:
در هر فرهنگ سازمانهایی وجود دارد که مورد پذیرش و احترام است. برای مثال خانواده در فرهنگ ایرانی نقش مهمی دارد. سن، تخصص و موقعیت افراد در فرهنگها اهمیت ویژه ای دارد. شاغل شدن زن و مرد باعث شده تا بسیاري از محصولات و خدماتی که در گذشته چندان مطرح نبوده؛ بسیار طرفدار پیدا کند. مانند فروشگاه های عرضه کننده غذاهای آماده.
الگوهای نهادي:
سیستمهای خرید و توزیع در کشورها و شیوه خرید و مصرف در جوامع در حال دگرگونی است. مردم ایران دیگر تنها از مغازه های محلی خرید نمیکنند. فروشگاه های بزرگ و زنجیره ای در شبکه توزیع ایران نقش یافته اند.
عوامل سیاسی، قانونی و اقتصادی:
اصولاً در بازاریابی سه عامل دولت، مشتریان و رقبا عوامل اساسی محیطی هستند که باید به طور دائم مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرند. مالیاتها، عوارض، سهمیه بندیها، ممنوعیت برخی محصولات یا معامله با بعضی از کشورها، محدودیتهای مربوط به تبلیغات در بعضی از رسانه ها و تحریم ها، نمونه هایی از عوامل محیطی و غیر قابل کنترل هستند که به نحوی با دولت سر و کار دارند. بازاریاب باید این عناصر را به طور دقیق مطالعه و شناسایی کرده و در شیوههای بازاریابی خود منظور کند. استراتژی بازاریابی باید بر اساس شناخت دقیق تمامی این عناصر تنظیم گردد.
عوامل تکنولوژیک:
تکنولوژی چند نقش عمده دارد که عبارت اند از: جانشین ساختن محصولات و مواد جدید یا مصنوعی به جای محصولات و مواد قدیمی یا طبیعی، صرفه جویی در میزان مصرف مواد، خودگردانی یا کم نیازی به نیروي انسانی، کوتاه شدن عمر محصولات و کهنگی سریع آنها و نوآوری مداوم.
عوامل رقابتی:
رقابت به محیط ملی محدود نمیشود. بلکه دامنه آن بسیار گسترده تر است و باید به نیروهای رقابتی خارجی و بین المللی نیز توجه داشت. کامیابی در بازاریابی امروز در گرو ارزیابی دائم “خود، رقیب و مشتري” است. مهمترین نکاتی که باید در بررسی رقبا و محیط رقابت بدان توجه شود، این است که رقبا چه کسانی هستند و در کجا قرار دارند؟ آمیخته بازاریابی رقبا چگونه است؟ سهم بازار آنها چقدر است؟ نقاط ضعف و قوت آنان نسبت به ما چیست؟ برنامه های آینده آنان چیست؟ نقش رقبای داخلی و خارجی در کوتاه مدت و بلند مدت چگونه است؟ بازاریابی که مطالعه و شناخت کافی در خصوص رقبای موجود در بازار و شرایط و کیفیت کار آنها نداشته باشد، نمیتواند استراتژی مناسبی را برای بازاریابی اتخاذ کند. در نتیجه به طودی از بازار حذف خواهد شد.
استراتژیهای بازاریابی
پس از شناخت و آشنایی با عوامل و عناصر مؤثر بر بازاریابی و محیط آن، اکنون میتوان به معرفی مفهوم استراتژی بازاریابی پرداخت.
استراتژی بازاریابی یک بیانیه جهت دار گسترده است که چگونگی حصول اهداف بازاریابی را نشان میدهد. استراتژی بازاریابی، شیوه عملی کردن اهداف را فراهم می آورد. در حالی که اهداف بازاریابی، مشخص و قابل اندازه گیری هستند، استراتژیهای بازاریابی توصیفی اند.
استراتژی بازاریابی نشان دهنده یک نگاه کلی اولیه به عناصر بازاریابی گوناگون است که پیش از این به آنها اشاره شد و چگونگی کاربرد آنها برای حصول اهداف بازاریابی است. رایج ترین موضوعهای استراتژی به شرح زیر هستند که باید با توجه به مقتضیات و شرایط حرفه مورد نظر در نظر گرفته شوند:
۱ .ایجاد بازار در مقابل ربودن سهم بازار ۲ . بازارهای ملی، منطقه ای یا محلی ٣. فصلی بودن ۴ .بودجه ۵ .رقابت ۶. بازار هدف ٧ .محصول ۸ .نام گذاری ۹ .بسته بندی ۱۰ .قیمت گذاری ۱۱ .توزیع یا پوشش ۱۲ .فروش حضوری ۱٣ .ترویج ۱۴. پیام تبلیغاتی ۱۵ .رسانه های تبلیغاتی 16. رسانه اینترنت ۱٧ .بازارپردازی ۱۸ .روابط عمومی ۱۹ .تحقیقات و آزمون بازاریابی.
در برخی موارد، بخش استراتژیهای بازاریابی برنامه، ممکن است تنها محلی باشد که پیرامون برخی از این موضوعات در آنجا به طور مستقیم بحث شود. در چنین مواردی، استراتژیهایی که در این جا تدوین میشوند، رهنمونهایی برای بسیاری از تصمیمهای تاکتیکی در ادامه برنامه فراهم می آورند. برای مثال، ممکن است یک استراتژی ایجاد بازار با معرفی یک محصول جدید ایجاد نمایید. چنین استراتژی ای، همزمان با نیاز شما برای ایجاد سطح بالایی از آگاهی و ایجاد خرید آزمون از طریق سطح بالایی از فعالیت برای محصول جدیدتان، زمینه را برای برنامه های تبلیغاتی و ترویجی در میان سایر برنامه ها فراهم خواهد کرد.
استراتژيهاي رقابتی
طبق نظر مایکل پورتر، استراتژیهای رقابتی در سه زمینه قابل بررسی هستند.
گاهی شرکتها به دلیل شرایط ویژه ای که دارند، میتوانند قیمت تمام شده کمتري از دیگران داشته باشند و به همین دلیل داراي توان رقابت در زمینه قیمت گذاری هستند. در مواردي نیز ممکن است مهمترین توان رقابتی شرکتها ناشی از متمایز بودن هر یک از عناصر آمیخته بازاریابی باشد. مانند متمایز بودن نوع رنگ، بسته بندي، ظاهر و مدل، خدمات پس از فروش، قیمت و شیوه دریافت آن، کانالهای توزیع و نوع تبلیغات. همین عامل باعث جذب انواع مشتریان میشود و سهم بازار شرکت نسبت به رقبا تقویت میشود.
سومین استراتژی رقابت را میتوان در نوع انتخاب بازارها جست و جو کرد که آن را “بازار کانون” مینامند. به معنی انتخاب بخشی از بازار و نفوذ عمیق در آن. روشهای رقابتی شرکتها را میتوان به دو گروه رهبر و دنباله رو تقسیم کرد. رهبران آنهایی هستند که بیش از 50 درصد سهم بازار محصول را در اختیار دارند. بنابراین دنباله روها آنهایی هستند که سهم بازار ناچیزي دارند. کاتلر دو استراتژي اصلی همراه چند استراتژي فرعی براي رهبران بازار مطرح میسازد. این استراتژیها به شرح زیر هستند:
- بسط و گسترش بازار کل شامل استراتژيهای الف) استفاده کنندگان جدید، ب) کاربردهای جدید، ج) استفاده بیشتر.
- دفاع از سهم بازار شامل استراتژيهاي: الف) دفاع از وضعیت و موقعیت، ب) دفاع فبل از تثبیت موقعیت رقیب (حمله مقدم)، ج) دفاع بر اساس حمله متقابل دنباله روهای بازار. این گروه به شدت در جستجوي دریافت بیشترین سهم از بازار هستند؛ بنابراین شرایط رقابتی فشرده ای در بازار ایجاد میکنند. کاتلر از گروهی به نام “چالشگران بازار” نیز نام میبرد که هدف مشخص آنها افزایش سهم بازار است. او در این راستا به تاکتیکهای نظامی مورد استفاده این گروه اشاره میکند؛ مانند جنگ قیمتها، حمله بدون ساختار و برنامه و برخوردهای مستقیم و رودررو. انواع تاکتیکهایی که برای حمله به رقبا مورد استفاده قرار میگیرد، عبارت اند از:
- حمله از رو به رو: مبتنی بر حمله به نقاط قوت رقیب به جای نقاط ضعف او به طور مستقیم و از رو به روست. پیامد این تاکتیک بستگی دارد به این که رقیب تا چه اندازه حوصله و قدرت مقاومت داشته باشد.
- حمله به رهبر: در این مورد بخشی از بازار که در آن رهبر بازار آسیب پذیر است، انتخاب میشود. ژاپنیها معمولاً از این روش استفاده میکنند.
- محاصره: حمله ای است همه جانبه و وسیع بر ضد رقیب تا زمانی که مقاومتش بشکند. شرکت سیکو در بازار ساعت با عرضه انواع ساعتها از این روش استفاده کرده است.
- حمله حاشیه ای: در این حمله، حریف مبارز تلاش میکند تا در حاشیه و جدا از تکنولوژی موجود، با عرضه تکنولوژی جدید، بازار را در دست گیرد. این تاکتیک در بازارهای دارای تکنولوژی برتر و با سرمایه گذاری سنگین متداول است.
- حمله چریکی (بدون ساختار): چالشگر به انتخاب خود حمله را آغاز میکند و هدف او تضعیف روحیه رهبر بازار است و در صورتی که منابع مالی کافی وجود داشته باشد، مناسب است.
در برابر استراتژیهای حمله، استراتژیهای دفاعی عبارت اند از:
- دفاع از موقعیت و وضع: برای زمانی است که شرکت از جایگاه نفوذناپذیری برخوردار است.
- دفاع متحرك: به صورت گسترش دادن بازار و تنوع محصول است.
- دفاع قبل از تثبیت موقعیت و دفاع با هجوم متقابل: توصیه میشود شرکتها آغازکننده حملات باشند.
- دفاع از اطراف
- کناره گیری و عقب نشینی
تدوین برنامه ریزی استراتژیک بازاریابی
برنامه ریزی استراتژیک با گرایش بازار یک فرایند مدیریتی است که ایجاد و حفظ تعادل منطقی بین اهداف، منابع و موقعیتهای متغیر و متزلزل بازار محصولات شرکتها را بر عهده دارد و هدف آن ایجاد یا تغییر کار و محصول شرکتها به منظور دستیابی به رشد و سود رضایت بخش است. تا دهه 1970، برنامه ریزی استراتژیک برای شرکتها معنا و مفهومی نداشت و شرکتها فقط به برنامه ریزی عملیاتی میپرداختند. با افزایش قیمت نفت در این دهه از یک سو و افزایش تورم، بیکاری و رقابت از سوی دیگر، شرکتها متوجه شدند که با روشهای قبلی قادر به فعالیت نیستند. لذا فرایند برنامه ریزی جدیدی براي رفع مشکلات پیشنهاد شد. این فرایند سه رکن اساسی دارد:
اول: تصمیم گیری در مورد سرمایه گذاري گذشته و آینده
دوم: تخمین سود بالقوه آتی شرکت
سوم: تهیه استراتژي بازاریابی که نقش اساسی در فرایند برنامه ریزي استراتژیک شرکتها دارد.
این شرکتها دارای چهار سطح سازمانی هستند. سطح اول، سطح مدیریت کلان شرکت نامیده میشود. این سطح در سازمان، مسئولیت برنامه ریزی استراتژیک کل شرکت را بر عهده دارد. در این سطح، در خصوص میزان تخصیص منابع به سطوح پایین تر و ورود به فعالیتهای جدید تصمیم گیری میشود. سطح دوم، سطح مدیریت قسمتها نام دارد. سطح مدیریت قسمتها در یک سازمان، تخصیص منابع موجود بین واحدهای خود گردان و تهیه برنامه قسمتها را انجام میدهد. سطح سوم، مدیریت واحدهای خودگردان نام دارد. در سطح سازمانی مدیریت واحدهای خودگردان، برنامه ریزی استراتژیک واحدهای خودگردان انجام میشود. سطح چهارم نیز به سطح مدیریت محصول معروف است و برنامه بازاریابی را تهیه میکند.
برنامه استراتژیک کلان شرکت
مدیریت ارشد شرکتها مسئولیت تهیه و به اجرا در آوردن کل فرایند برنامه ریزی را در شرکت بر عهده دارند. با تعیین فلسفه وجودی، سیاست و استراتژیهای شرکت، مدیریت ارشد فرصت تهیه برنامه های واحدهای خودگردان و اجرای این برنامه ها را به وجود می آورد. در این چارچوب فعالیتها گاه بسیار کلی است و گاه دقیقاً از طرف مدیریت ارشد برای تک تک واحدها تعیین میشود.
تمامی شرکتها باید چهار فعالیت برنامه ریزی را انجام دهند:
- تعریف فلسفه وجودي شرکت
- شناسایی واحدهای خود گردان شرکت
- تجزیه و تحلیل و ارزیابی و ضعیت سرمایه گذاریها
- شناسایی فعالیتهای جدیدی که شرکت میتواند در آنها ورود کند.
برنامه ریزی استراتژیک واحدها در استراتژیهای بازاریابی
تدوین برنامه استراتژیک برای واحدهای مختلف یک شرکت شامل 8 مرحله است:
- فلسفه وجودي واحد
- تجزیه و تحلیل محیط خارجی و تجزیه و تحلیل فرصتها و تحلیلها: باید عوامل کلان محیطی (مانند عوامل جمعیتی، اقتصادي، تکنولوژیک، سیاسی، قانونی، اجتماعی و فرهنگی) و عوامل خرد محیطی (مانند مشتریان، رقبا، عرضه کنندگان مواد اولیه و توزیع کنندگان) که پیش از این در ارتباط با هر یک از آنها صحبت شد، شناسایی و تجزیه تحلیل شود. هر یک از فرصتها را با کمک دو شاخص “جذابیت” و “احتمال موفقیت ” میسنجند. تهدیدها را با کمک دو شاخص “جدي بودن تهدید” و “احتمال وقوع” ارزیابی میکنند.
- تجزیه و تحلیل محیط داخلی یا تجزیه و تحلیل نقاط قوت و ضعف: این کار را خود مؤسسه یا مشاوران آن انجام میدهند. این تجزیه و تحلیل در سرفصلهای مالی، بازاریابی، تولید و سازمان انجام میگیرد. تجزیه و تحلیل در هر یک از سرفصلهای مذکور، به صورت زیر صورت میگیرد:
- مالی: هزینه ها و در دسترس بودن سرمایه، سودآوری و تعادل مالی
- بازاریابی: شهرت شرکت، سهم بازار، شهرت، کیفیت و خدمات ارائه شده، هزینه های تولید و توزیع، اثربخشی ترویج محصول و نیروهای فروش، تحقیق و توسعه و نوآوری، وسعت جغرافیایی بازاریابی
- تولید: اقتصادی بودن اندازه تولید، امکانات و نیروی کار، ظرفیت، قابلیت تحویل فوری، مهارتهای فنی تولید
- سازمان: رهبری، کارکنان لایق، گرایش کارآفرینی، سازمان ضعیف
- تعیین اهداف: از قبیل سودآوری، رشد فروش، بهبود سهم بازار، حسن شهرت و نوآور بودن. این اهداف باید هماهنگ، واقع گرا و به ترتیب اهمیت باشند.
- تدوین استراتژي: پورتر سه نوع استراتژی را معرفی میکند: الف) استراتژی رهبری در هزینه ها، ب) استراتژی تمایز ج) استراتژی تمرکز (کانون)
- تدوین برنامه
- اجرا: استراتژی فقط یکی از هفت عامل موفقیت شرکتهاست. استراتژی به همراه ساختار و سیستمها در یک گروه تحت عنوان سخت افزار، سبکها، مهارتها، کارکنان و ارزشهای مشترك در گروه دیگری تحت عنوان نرم افزار دسته بندی میشود. منظور از سبکها نحوه تفکر و رفتار کارکنان سازمان است. ارزشهای مشترك شرکت عبارت است از رسالتها و باورهای کارکنان.
- بازخورد و کنترل
ماهیت و محتواي برنامه بازاریابی در استراتژیهای بازاریابی
برنامه های بازاریابی غالباً داراي چند بخش هستند:
خلاصه ای براي مدیریت
موقعیت فعلی بازاریابی:
دراین قسمت اطلاعات تاریخی در مورد بازار، محصول، رقبا، کانالهای توزیع و محیط کلان داده میشود. اطلاعات مربوط به موقعیت بازار شامل اندازه و رشد بازار در طی سالیان گذشته و روند تغییرات در نیازها، برداشتها و رفتار خرید مشتریان است. در بخش مربوط به اطلاعات محصول، میزان فروش، سود، حاشیه سود و قیمتهای محصول در سالیان متوالی ذکر میشود. اطلاعات مربوط به رقبای اصلی در موضوعاتی نظیر سهم بازار، اهداف، کیفیت محصول و استراتژیهاي بازاریابی در بخش رقبا جمع آوری میشود. اطلاعات مربوط به تعداد محصولات موجود در کانالهای توزیع و ضریب اهمیت هر یک از کانالها، در تعیین موقعیت فعلی بازار حائز اهمیت است.
روندهای محیط کلان شرکت، نظیر روندهای جمعیتی/ اقتصادی، تکنولوژیک/ فیزیکی، سیاسی/ قانونی و اجتماعی/ فرهنگی، در قسمتی دیگر مورد مطالعه قرار میگیرد.
تجزیه و تحلیل فرصتها، تهدیدها، قدرتها و ضعفها:
تجزیه و تحلیل فرصتها و تهدیدها مربوط به عوامل خارجی است که آینده مؤسسه را تحت تأثیر قرار میدهند. این فرصتها و تهدیدها را باید به ترتیب اهمیت، رده بندی کرد تا تدابیر لازم براي هر یک اتخاذ گردد. نقاط قوت و ضعف مربوط به عوامل درون مؤسسه است.
اهداف:
اهداف به دو نوع بازاریابی و مالی تقسیم میشوند. هدفهای مالی باید در نهایت به اهداف بازاریابی تبدیل شوند. اهداف باید واضح و قابل اندازه گیری در طی دوره زمانی خاصی باشند. علاوه بر این، این اهداف باید با یکدیگر هماهنگ نیز باشند. سوم این که این اهداف باید به ترتیب اهمیت رده بندی شوند و حتی الامکان اهداف رده پایین تر، از دیگر اهداف نتیجه شوند. سرانجام این که اهداف علاوه بر قابل دسترس بودن، باید به اندازه کافی چالش برانگیز باشند تا تلاشهایی را سبب شوند.
استراتژی بازاریابی:
استراتژی را میتوان به صورت فهرستی از ابزار و اجزای اصلی بازاریابی بیان کرد. براي تحقق این استراتژی باید مدیر با واحدهاي دیگر هماهنگی لازم را برقرار کند.
برنامه عملیاتی:
در این جا هر یک از اجزای استراتژی باید روشن باشد.
سود و زیان پیش بینی شده:
براي اجرای برنامه ای عملیاتی، بودجه و پول لازم است. در قسمت درآمدهای طرح پیشنهادی، مواردی نظیر حجم آینده فروش و حجم ریالی فروش حاصل از اجرای طرح پیش بینی میشود و در بخش هزینه های طرح، هزینه تولید، توزیع و بازاریابی بررسی میگردد. از تفاضل این دو، سود پیش بینی شده به دست می آید. مدیریت سطوح بالاتر پس از مطالعه بودجه، آن را تأیید یا تعدیل میکند. بودجه تأیید شده، مبنای تمامی فعالیت ها خواهد بود.
کنترلهای لازم:
بخش آخر نظارت بر برنامه است. مدیران سطوح بالاتر میتوانند ضمن کنترل نحوه اجرای کار و بررسی آن از نیل به اهداف تعیین شده، در هر مقطعی کار را متوقف کنند و به اصلاح امور بپردازند. یکی دیگر از وظلیف واحد کنترل این است که در صورت بروز حوادث غیرمترقبه، برنامه ای مناسب تهیه و اجرا کند.
بازاریاب، بدون استراتژی مناسب برای کار خود و طراحی دقیق آن، نخواهد توانست سهم قابل توجهی از بازار را کسب کند. در نتیجه این مسأله، باعث دلسردی، سرخوردگی و خروج وی از بازار خواهد شد. لذا تدوین یک استراتژی دقیق و مناسب برای یک بازاریاب از اهمیت ویژه ای برخوردار است. لذا در این مطلب سعی کردیم در سایت «نوینی باش»، علاقه مندان و فعالان عرصه بازاریابی را با این مقوله بسیار مهم و عوامل مؤثر بر آن و چگونگی تدوین یک استراتژی بازاریابی مناسب آشنا سازیم.
پس از آشنایی با مفهوم بازاریابی، انواع آن، عناصر مؤثر بر بازاریابی و چگونگی تدوین استراتژی بازاریابی، در مطالب بعدی در سایت «نوینی باش» تلاش خواهیم کرد از مباحث تئوریک به مباحث عملیاتی تر ورود کنیم و به بحث مهارتهای فروش بپردازیم و پس از آن پیش از ورود به مباحث مربوط به آموزش فروش بیمه های عمر به طور تخصصی، با دو نوع مهم بازاریابی پارتیزانی و بازاریابی مشاوره ای به عنوان روشهای بسیار مهم برای فروش بیمه های عمر به طور مفصل تر آشنا خواهیم شد. لذا علاقه مندان به فروش بیمه های عمر و فروشندگان بیمه، میتوانند با سایت «نوینی باش» در این مسیر همراه باشند.
«نوینی باش»، پیشگام در ارائه کلیه خدمات بیمه ای
سایت «نوینی باش»، نماینده رسمی ارائه خدمات بیمه ای بیمه نوین است. این سایت با در اختیار داشتن مجموعه ای از بهترین و مجرب ترین کارشناسان بیمه ای، تمامی خدمات بیمه ای را به مشتریان ارائه می کند.
با «نوینی باش» می توانید بهترین خدمات بیمه ای را در کوتاه ترین زمان ممکن دریافت کنید. همچنین «نوینی باش»، نماینده رسمی شرکت بیمه نوین، آماده ارائه کلیه خدمات بیمه ای به صورت آنلاین و مشاوره رایگان به شما خواهد بود.
«نوینی باش»، تضمین کننده آرامش و امنیت شما و سرمایه های شماست.